یه وبلاگ باحال برای کنترل:http://stats.blogfa.com/
ISO 9000 focus moves from compliance to achieving results است كه در مجله وزين ISO management systems در تاريخ March-April 2002 به چاپ رسيده است. نويسنده كه عضو كميته ISO/TC 176 ميباشد، در تهيه استانداردهاي ISO9000 در سالهاي 1994 و 2000 فعاليت جدي داشته است. نويسنده داراي مدرك دكترا در بيوشيمي است و مدت 13 سال با سمت مدير كيفيت در يك كارخانه توليد كننده غذاي كودك سابقه دارد. آقاي مت سيور چند جلد كتاب در موضوع استاندارد نوشته است كه يكي از آنها «اجراي ISO9000:2000 » است. يكي از نكات قابل توجه در اين مقاله، نگاه به استاندارد ISO9004:2000 و استفاده از آن در طراحي سيستمهاي جامعتر است. به نظر مترجمان، ترجمه اين مقاله با توجه به نياز جامعه ايران براي درك بهتر استاندارد مفيد ميباشد و اميدواريم كه خوانندگان عزيز و متخصصان گرامي از خواندن اين مقاله بهره برند و موارد كاستيها را مشفقانه تذكر دهند.
استانداردهاي ISO 9000
انكار اين موضوع كه مجموعه استانداردهاي ISO9000 در گذشته مورد انتقادات شديد قرار گرفته، سودي در برنخواهد داشت. بيشتر اين انتقادات مربوط به نقاط ضعف لمس شده در زمينه ارائه منافع واقعي و تكيه استاندارد بر كاغذبازي بوده است. من همواره احساس كردهام كه اين ناكامي بيشتر به علت راه و روش پيادهسازي سيستمهاي كيفيت است و به ضعف ماهيتي در استاندارد مربوط نيست.
با توجه به روح واقعي مشتريگرايي كميته فني ISO/TC 176 كه مسؤول استانداردهاي ISO 9000 است، پس از نظرسنجي جهاني در مورد نيازمنديهاي مشتري با ديد استاندارد مناسب براي قرن 21 ، تغييرات عمدهاي در اين استاندارد ايجاد شد. در نتيجه، مجموعه استاندارد بسيار متفاوتي از آنچه در 14 سال گذشته ارائه شده، به دست آمد.
تغييرات اساسي
استانداردهاي جديد از ديدگاههاي مختلف با استانداردهاي قديمي تفاوتهاي اساسي دارند. دو نمونه از اين تفاوتها عبارتند از:
اول: ابتكارات استاندارد جديد كه بايد براي سيستم مديريت كيفيت اجرا شود. اين ابتكارات بر مبناي هشت اصل كيفيت كه جوهر مديريت كيفيت خوب را در خود دارند، استوارند؛ اين اصول عبارتند از:
ـ مشتريگرايي: موفقيت كلي يك سازمان به ميزان راضي كردن انتظارات مشتريانش بستگي دارد.
ـ رهبري: بدون داشتن تعهد محكم و رهبري مديريت ارشد، كليه تلاشها با شكست مواجه خواهد شد. مديريت ارشد جو سازمان را تعريف مينمايد و اين مسأله، رفتار ساير كاركنان در سازمان را معين ميكند.
ـ مشاركت دادن مردم و كاركنان: بدون همكاري كليه اشخاص مرتبط، امكان پاسخگويي به اهداف اندك است. كاركنان بايستي در كليه سطوح مشاركت داشته باشند و بايد احساس كنند كه منافعشان در گرو موفقيت سازمان است.
ـ فرايندگرايي: اگر هر گونه مأموريت يا پروژه به صورت فرايند نگريسته شود، بهتر اجرا ميشود تا به صورت وظايف ناپيوسته فردي.
ـ رويكرد سيستمي به مديريت: چنانچه فرايندهاي مختلف فعاليتهاي تجاري يك سازمان به صورت قسمتي از يك سيستم كلي كنترل شوند، از مديريت اثربخشتري برخوردار خواهند شد. مديريت تعامل فرايندها، به هر فرايند جهت دستيابي به اهداف سازمان كمك خواهد كرد.
ـ بهبود مستمر: نبايد براي هميشه به عملكرد در يك سطح راضي شد. يكنواختي خوب است، ولي بهبود دادن بهتر است. رقبا در حال بهبود مداوم هستند؛ ما نيز چنانچه بخواهيم موقعيت خود را نسبت به آنان حفظ كنيم، نياز به بهبود داريم.
ـ رويكرد واقعي به تصميمگيري (كارشناسي): در اغلب اوقات تصميمات بر پايه احساسات و عواطف گرفته ميشوند. تصميمگيري بر پايه جمعآوري و تحليل دادهها و واقعيات، اثربخشتر است.
ـ منافع متقابل با تأمينكنندگان: با ايجاد رابطه قوي با تأمينكنندگان مورد اعتماد و قابل تكيه، كيفيت و قابليت اعتماد به طور قابل توجهي بهبود يافته و منافع مالي خوبي براي طرفين حاصل خواهد شد.
اگر چه تمام مطالب بالا كاملاً قابل قبول هستند، اما مطلب تكاندهنده جديدي گفته نشده است. به راستي چند نفر از ما صادقانه ميتواند بگويد كه در گذشته بر اساس اصول فوقالذكر عمل كرده و فقط در موردش حرف نزده است؟
دوم: تغيير دوم در رويكرد به انتقادات اصلي دو نسخه پيشين استاندارد مربوط ميشود. در دو نسخة پيشين به نظر نميرسيد كه بخواهند در عملكرد و نتايج بهبود واقعي ايجاد كنند؛ ولي در عوض بر انطباق سيستم با روشهاي اجرايي و تشريفات آن تمركز داشتند.
اهميتي كه از كاغذبازي به دست آمد، هرگز مد نظر نويسندگان اوليه استاندارد نبود. كنندههاي واقعي در تهيه استاندارد نقش چنداني نداشتند، بلكه فقط مشاهدهگرها بودند كه تصميم گرفتند «روش اجرايي»، يعني «روش اجرايي مستند». در نتيجه بسياري از ما مجبور شديم نظامنامههاي حجيم با روشهاي اجرايي بسيار تفضيلي تهيه كنيم و اين واقعيت را فراموش كرديم كه ممكن است كاركنان آموزش بالا ديده و يا از نزديك سرپرستي شده را ناديده بگيريم. اغلب در اين نظامنامهها، قسمتهاي حجيمي از مفاد تهيه شده از ساير مستندات (براي مثال تأمين كننده تجهيزات) وجود دارد كه با اندكي تأمل درمييابيم كه اين مستندات ارزش چنداني ندارند؛ اما متخصصان ميگفتند كه بايد اينها را تهيه كنيد.
خوشبختانه در حال حاضر اين رويكرد در استاندارد جديد تشويق نميشود. در واقع، فقط شش روش اجرايي مستند، تجويز شده است كه به قرار زير هستند:
- كنترل مستندات
- كنترل سوابق
- مميزي داخلي
- كنترل عدم انطباق
- اقدام اصلاحي
- اقدام پيشگيرانه
اين بدان معني نيست كه به ديگر روشهاي اجرايي نيازي نيست. بعيد به نظر ميرسد كه يك سيستم اثربخش فقط داراي شش روش اجرايي باشد. نكته اينجاست كه هر سازمان با توجه به شرايط كاري، روشهاي اضافه اجرايي مورد نياز را به سيستم خود اضافه خواهد كرد.
تغيير مستندات موجود
اولين سؤالي كه اغلب در مورد مستندات پرسيده ميشود، اين است كه آيا نياز به تغيير نظامنامه كيفيت و ساير اسناد كيفيتي وجود دارد؟ جواب كوتاه اين است كه بعضي از تغييرات، ضروري خواهد بود. در سند راهنماي صادر شده از كميته ISO/TC 176 ، صريحاً گفته شده كه در ايجاد تغييرات الزامي وجود ندارد؛ اما در عمل با سيستم جديد، مديريت بدون تغييرات، با مشكل مواجه خواهد شد.
تغييرات مورد نياز در دو قسمت مطرح ميشوند؛ تغييرات در نظامنامه و عناصري كه در سيستم كيفيت جاري وجود ندارند.
تنظيم نظامنامه موجود با ساختار جديد، در نظر كاري بيش از جابهجا كردن مطالب (Cut & Paste) است؛ زيرا در عمل، كار پيچيده بوده و نيازمند تسلط كافي به استاندارد جديد ميباشد.
وقتي ارتقاي سيستم انجام شد، چنانچه شكافي در سيستم باشد، مشخص خواهد شد؛ ميزان اين شكافها، به ميزان همه جانبه بودن سيستم بستگي دارد. آنگاه بايد براي عناصر جديد سيستم، روشهاي اجرايي اضافه و به شيوة جديد نوشته شوند؛ به نحوي كه از جزئيات غيرضروري و يا مفادي كه مفيد نيستند، اجتناب شود.
در بعضي از سازمانها كار كمتري براي ارتقاي سيستم وجود خواهد داشت. بيشتر كارفرمايان من، اقدامات لازم كمتري خواهند داشت؛ زيرا من هميشه كارفرمايان را ترغيب كردهام تا به عنوان مثال، فرايندهاي خود را مستند كنند و كانالهاي مؤثري جهت اطلاعرساني ايجاد نمايند؛ معمولاً اين فعاليتها را فقط بر اساس اينكه مفيد هستند، توصيه ميكنم، نه به دليل آنكه به طور مشخص الزامي و ضروري ميباشند. بعضي از سازمانها حداقل الزامات را جهت انطباق انجام ميدهند و به اين نكته كه كوشش كنند از سيستم ISO9000 به عنوان ابزاري براي رسيدن به نتيجه استفاده نمايند، توجه نميكنند.
نتايج از شيوهها مهمترند
استانداردهاي ISO9001 و ISO9004 بيشتر بر نتيجه تأكيد ميكنند و به شيوههاي كسب انطباق با روشهاي اجرايي مستند كمتر توجه دارند. در مورد يك سازمان آموزشي نقل ميكنند كه ميخواست فهرست ثبت مدرسان خود را بهروز كند. در روش اجرايي جديد خواسته شده بود كه مدرسان داراي گواهينامه صلاحيت آموزش باشند. بعضي از مدرسان قديمي، شواهد عيني مراحل آموزشي لازم براي تدريس را گم كرده بودند. در نتيجه براي باقي ماندن در فهرست مدرسان، مجبور شدند دوره مهارت آموزشي را مجدداً طي كنند! در اين داستان، به اشتباه وسيله جاي هدف را گرفته است. هدف از اين كار حصول اطمينان از صلاحيت كليه مدرسان در فهرست بود و يك عامل در ارزيابي اثربخشي مدرس، كنترل صلاحيت وي بود. ولي بعداً گواهي آموزشي، «شرط لازم و كافي» براي اثبات صلاحيت شد. در نتيجه اين واقعيت كه راههاي ديگري براي اثبات مهارت آموزشي مدرس وجود دارد و شخصي كه با موفقيت در دوره مهارت آموزشي حضور يافته است، ممكن است در عمل مدرس خوبي نباشد، ناديده گرفته شده است.
هرگز هدف را با وسيله اشتباه نگيريد؛ روي نتايج تمركز كنيد و نه روي وسيله.
ISO9000 ابزاري براي كمك جهت دستيابي به هدف است و خودش نبايد هدف باشد.
ساختار جديد
تغيير واضح ديگر در سيستم، به ساختار استاندارد مربوط است. در حال حاضر طيف استانداردهاي خانواده ISO9000 يكي شده و به دو استاندارد اجرايي ISO9001 و ISO9004 تبديل شده است. استاندارد ISO9002 و ISO9003 ديگر وجود ندارند. از اين به بعد، همه با الزامات مستند يك استاندارد ISO9001 كار خواهند كرد و در مواقعي كه يك الزام خاص كاربرد ندارد، در دامنه كاربرد سيستم گواهينامه كيفيت به آن توجه خواهد شد.
به علاوه، استاندارد ISO9001 و ISO9004 با يكديگر بيشتر هماهنگي دارند. در گذشته، كاربران استاندارد هميشه نقش استاندارد ISO9004 را خوب درك نميكردند و آن را به عنوان راهنمايي جهت انطباق با استاندارد ISO9001 و اجراي آن تلقي ميكردند. در واقع تفكر محض پيادهسازي استاندارد صحيح نيست. مفاد ISO9001 فقط مجموعهاي از وظايفي است كه بايد در هر سيستم مديريت كيفيت براي حصول اطمينان از كسب كيفيت محصول و رضايت مشتري انجام شود.
استاندارد ISO9004 به عنوان سندي است كه تشريح ميكند يك سيستم با توجه به طرفهاي ذينفع، چه چيزهايي بايد داشته باشد. در حال حاضر، پاراگرافهاي اين دو استاندارد شبيه هم هستند. ISO9004 در عمل بهترين راهنما يا روش كار براي تهيه سيستم كيفيت با هدف رسيدن به بهترين نتيجه ميباشد. در حالي كه ISO9001 فعاليتهاي مشخصي را كه سازمان به دليل كسب رضايت مشتري و يا تضمين كيفيت بايد انجام دهد، تشريح ميكند.
در خصوص استاندارد ISO9004 جديد بايستي به طور واضح گفت كه اين استاندارد راهنماي خاصي براي انطباق با الزامات ISO9001 ارائه نميكند. به علاوه، بعضي از مفاد استاندارد ISO9001 كه بنا به تعريف الزامي تلقي نميشوند، به دليل كمك به موفقيت سازمان، بايد در سيستم مديريت اجرا شوند.
رويكرد فرايندي و طراحي سيستم
يكي ديگر از تغييرات پايهاي كه انتظار ميرود با اجراي اين استاندارد ايجاد شود، استفاده از رويكرد فرايندي در مديريت كيفيت و ساخت سيستم مديريت حول محور فرايندهاست. منافع اين رويكرد عبارت است از برانگيختن توجه دقيق ما به ماهيت كار و اجبار ما براي داشتن نگاهي كلي بر كليه فعاليتها و توجه به نحوه تعامل آنها با يكديگر. ساختار استاندارد قبلي، نسبت به ساختمان سيستم كيفيت رويكردي جزيرهاي داشت. همه با 20 عنصر استاندارد آشنا بودند و بسياري در هنگام طراحي سيستمها از بالا شروع كرده و آنچه را براي هر عنصر مناسب تشخيص ميدادند، پيشنويس ميكردند؛ آنگاه مستندات در يك يا چند نظامنامه قرار ميگرفت و به هر يك اسم متناسب با آن داده و سپس سوابق جمعآوري ميشد. پس از تكميل كار، هيچ مانعي براي نصب گواهينامه روي ديوار سالن در سازمان وجود نداشت. در آن نقطه، هدف كامل حاصل ميشد و ISO9000 به طور كامل در دسترس بود؛ زيرا ISO9000 هدف بود.
نسخه 2000 ، طراحي سيستم مديريت را موضوعي پيچيدهتر كرده است؛ ديگر چكليست ساده 20 عنصري وجود ندارد. كاربر اجبار دارد كه به شرايط كلي در داخل سازمان توجه كند. قابل توجه اينكه خيلي از سازمانها سيستم ISO9000 داشتهاند، ولي به اين وظيفه اصلي توجه نكردهاند.
در سيستم چكليست 20 عنصري، استخوانبندي سيستم در بشقاب ارائه ميشد و متأسفانه بسياري توجه بيشتر به جلو نداشتند و فقط بر اساس چكليست حركت ميكردند و براي هر عنصر يك روش اجرايي و چند برگ سابقه ميساختند و مميزي داخلي به طور ساده عبارت بود از حصول اطمينان از پيروي اين روشهاي اجرايي و تكميل صفحههاي سوابق. با اين روند، گله داشتيم كه ISO9000 براي ما در واقع كاري انجام نميدهد.
فرصتي براي شروع تازه
گرچه اغلب در مورد حجم كار در تنظيم سيستمهاي سازمان با الزامات استاندارد جديد، شكاياتي وجود دارد، اما ميتوان اين طور به موضوع نگاه كرد كه با اجراي اين استاندارد، فرصتي براي بهبود سيستمها ايجاد ميشود كه بدون آن، بهبود سيستم عملي نميشد.
سيستم اوليه استاندارد بر اساس توصيههاي افراد خارج از گود تهيه شده بود. در آن زمان، نسبت به استاندارد و اهداف آن بينش ناچيزي وجود داشت و به ناچار تا اندازه زيادي به كيفيت راهنماييهاي دريافت شده، وابسته بوديم و متأسفانه بايد گفت كه اگر اين راهنماييها غلط نبودند، معمولاً معيوب بودند.
اكنون با استاندارد محافظهكارانهتر برخورد ميكنيم و نسبت به انتظارات خود از آن، انتقاديتر عمل مينماييم؛ لذا ديگر به متخصصان اجازه نميدهيم ما را به اجراي وظايفي وادار كنند كه داراي منافع معيني نيستند. اكنون ما فرصت داريم تا قسمتهاي تكراري و غير مؤثر سيستم را جراحي كرده و آن را به چيزي داراي منافع واقعي و قابل اندازهگيري تبديل كنيم.
چكيده :
بدنبال جهاني شدن تجارت مواد غذايي و افزايش آگاهي مصرف كنندگان، توجه اين قشر علاوه بر جنبه هاي كيفيتي، بطور فزاينده اي معطوف به ايمني و سلامت مواد غذايي گرديده است. از اين رو انجمنهاي استاندارد و توليدكنندگان مواد غذايي در سرتاسر جهان، بدنبال پياده كردن سيستمهاي مديريت ايمني غذا، در جهت تامين سلامت و ايمني محصولات غذايي هستند. جديد ترين اين سيستمها، ISO 22000 نام دارد كه هدف آن، هماهنگ ساختن نيازهاي مديريت ايمني مواد غذايي، در زنجيره عرضه و تقاضاي مواد غذايي است.
مقدمه
امروزه نياز مشتريان به مواد غذايي ايمن و سالم افزايش يافته است و همين امر سبب شده توليد كنندگان مواد غذايي، گرايش بيشتري نسبت به ايجاد سيستمهاي مديريت ايمني، بر اساس سيستم تجزيه و تحليل خطر و نقاط كنترل بحراني (HACCP) پيدا كنند (1). در سال 2001 ميلادي سازمان بين المللي استاندارد (ISO) ، مسئوليت تهيه يك استاندارد قابل مميزي را به عهده گرفت كه اين استاندارد جديد، نقش HACCP در سيستم مديريت ايمني مواد غذايي (FSM ) را بيش از پيش مشخص ميكرد.
اين استاندارد شامل رعايت حداقل نيازمنديهاي قانوني نمي شود؛ بعبارت ديگر، اين استاندارد بيان كننده نيازمنديهاي شركتهايي است كه خواستار چيزي بيش از حداقل مقررات ايمني مواد غذايي هستند. يعني در واقع قوانين و استانداردهاي منطقه اي كشورها، به آن افزوده مي شود (1 و 4).
اين استاندارد بين المللي كه اكنون بنام « ISO 22000 » شناخته مي شود، تمام سازماندهي و تشكيلات مربوط به مواد غذايي، از كشاورزي تا توليدكنندگان و توزيع كنندگان مواد غذايي را تحت پوشش خود قرار مي دهد و هدف آن هماهنگ ساختن نيازمنديهاي مديريت ايمني مواد غذايي در سرتاسر زنجيره عرضه و تقاضاي مواد غذايي، و در نهايت بهبود ايمني مواد غذايي است (1 و 4).
پيش بيني مي شود اين استاندارد از سال 2006 ميلادي، مورد استفاده وسيعي پيدا كرده و گواهينامه هاي آن جايگزين گواهينامه هاي قبلي HACCP و ISO شود. بنابراين بزودي كليه كشورها، از جمله ايران، براي ادامه حضور خود در تجارت جهاني مواد غذايي، ملزم به رعايت اصول اين استاندارد بين المللي جديد خواهند بود.
سير تكاملي استاندارد مديريت ايمني مواد غذايي :
منشا پيدايش استاندارد مديريت ايمني مواد غذايي، به دهه 1950 ميلادي باز مي گردد. هنگامي كه سازمان ملي هوا و فضانوردي امريكا (NASA ) قراردادي با شركت Pillsbury جهت تأمين غذاي فضانوردان در فضا، منعقد كرد. دولت امريكا شرايط بسيار سختگيرانه اي براي مواد غذايي مورد مصرف فضانوردان وضع كرد. درنتيجه شركت Pillsbury روشي براي توليد مواد غذايي بكار برد كه از خطرات احتمالي قابل بروز در مواد غذايي پيشگيري كرده و سلامت و ايمني محصولات توليد شده خود را تضمين ميكند (1). اين روش بعدها سيستم تجزيه و تحليل خطر و نقاط كنترل بحراني ( HACCP) ناميده شد. HACCP يك روش اصولي است كه پايه و اساس تضمين ايمني مواد غذايي در دنياي پيشرفته امروزي را تشكيل مي دهد. سيستم HACCP بگونه اي طراحي شده است كه ايمني مواد غذايي را براي مصرف كننده ، از طريق كنترل تمام مراحل توليد، فراوري، نگهداري و توزيع مواد غذايي، تضمين ميكند. در ابتدا HACCP داراي سه اصل كلي بود(1) :
تشخيص و تعيين خطرات ؛
تعيين نقاط كنترل بحراني ؛
استقرار و ايجاد سيستم پايش . اين HACCP ابتدايي در سال 1971 ميلادي توسط كنفرانس ملي ايمني مواد غذايي به چاپ رسيد و از اين تاريخ به بعد سير تكاملي HACCP ادامه يافت تا امروز كه داراي پنج مرحله ( گام ) و هفت اصل كلي است (1). HACCP تنها به آزمايش كردن محصول نهايي تكيه ندارد، بلكه سراسر مسير توليد محصول را نظارت و كنترل ميكند تا خطرات را شناسايي و حذف كرده و احتمال بروز خطر را در محصول نهايي، تا سطح قابل قبولي پايين آورد (2).
استاندارد HACCP امروزي، عبارت از يك سيستم ايمني مواد غذايي است كه مراحل و اصول آن بر پايه پيش نيازهايي بنا شده است . ( جدول شماره 1 )
پيدايش استاندارد مديريت ايمني مواد غذايي ISO 22000 :
بدنبال جهاني شدن استاندارد ايمني مواد غذايي ( HACCP )، بسياري از انجمنهاي ملي استاندارد، قوانين خود را با HACCP تلفيق كرده و از آن بصورت سيستمهاي نظارت و مميزي در جهت تضمين ايمني مواد غذايي استفاده ميكنند. جديدترين اين اقدامات، ايجاد نوعي سيستم استاندارد ISO است كه ايمني مواد غذايي را در درجه اول اهميت قرار داده است. اين سيستم مديريت ايمني مواد غذايي كه تحت عنوان ISO 22000 شناخته مي شود، اهداف زير را دنبال ميكند (1) :
- قبول اصول مربوط به HACCP و Codex بين المللي
- هماهنگ سازي استانداردهاي بين المللي اختياري
- ارائه يك استاندارد قابل مميزي و قابل استفاده براي مميزي هاي داخلي و اخذ گواهينامه هاي بين المللي
- همخواني با اصول استاندارد هاي ISO 9001:2000 و ISO 14000:1996
ISO 22000 اولين استاندارد بين المللي صنايع غذايي است كه با همكاري و مشاركت سازمان Codex تدوين شده و دامنه كاربرد آن ، كليه سازمانهاي دخيل در زنجيره عرضه و تقاضاي مواد غذايي شامل توليدكنندگان خوراك دام و طيور، بخش كشاورزي، توليدكنندگان تجهيزات، توزيع كنندگان و خرده فروشان مواد غذايي را در بر مي گيرد (4). اين استاندارد بگونه اي تدوين شده است كه هر سازماني بتواند با روش ويژه خود، فعاليتهاي سازمان را در جهت رعايت الزامات اين استاندارد طرح ريزي كند. در حقيقت اين استاندارد به دست صنعت غذا و مخصوص اين صنعت، با تكيه بر سيستم تضمين ايمني مواد غذايي ( HACCP)، طراحي، تدوين و اجرا شده است.
با بررسي فهرست بندهاي اصلي اين استاندارد ( بخش ضميمه )، مي توان اصول HACCP را در لابلاي آن جستجو كرد ( جدول شماره 2 ).
پيش بيني مي شود از سال 2006 ميلادي بيشتر شركتهاي دست اندركار مواد غذايي، اساس فعاليتهاي خود را بر مبناي ايزو 22000 پي ريزي و دنبال كنند. در اين ميان بديهي است كه صنعت غذاي كشور ما ايران نيز، براي ادامه حضور خود در بازار جهاني مواد غذايي، بايستي هرچه زودتر اقداماتي را در جهت هماهنگ سازي خود با اين استاندارد بين المللي جديد طرح ريزي و به انجام برساند.
جدول شماره ( 1 ) : پيش نيازهاي طرح HACCP (1)
1 - آموزش
2 - انتقال عملي آموزشها به پرسنل
3 - تجهيزات و تسهيلات مقدماتي
پيش نياز هاي 4 - روشهاي بهتر توليد (GMP )
HACCP 5 - شستشو ؛ ضدعفوني ؛ كنترل آفات
6 - دريافت ؛ حمل و نقل ؛ نگهداري
7 - رديابي و فراخواني
8 - كنترل متصديان
9 - بررسي مواد اوليه مولد خطر
جدول شماره 2 : انعكاس پنج گام و هفت اصل HACCP در استاندارد ISO 22000 (1 و 4)
گامها و اصول HACCP بند هاي مربوطه در ISO 22000
گام اول : تشكيل و گرد آوري تيم HACCP ( بند 3-5 : تيم ايمني مواد غذايي)
گام دوم : تعريف محصول و نحوه توزيع آن ( بند 3-1-7 : مواد اوليه و مواد در تماس با مواد غذايي )
( بند 7-1-4 : ويژگيهاي محصول نهايي )
گام سوم : تعيين موارد مصرف محصول ( بند 7-1-5 : موارد مصرف )
گام چهارم : ترسيم نمودار جريان كار ( بند 7-1-2 : نمودارهاي جريان )
گام پنجم : تاييد نمودار جريان كار در محل ( بند 7-1-2 : تاييد در محل نمودار جريان )
اصل اول : شناسايي و تجزيه و تحليل مخاطرات ( بند 7-2-2 : تعيين خطرات و حدود بحراني قابل قبول )
( بند 7-2-3 : ارزيابي و تشخيص مخاطرات )
( بند 7-2-4 : تعيين و شناسايي اقدامات كنترلي )
اصل دوم : تعيين نقاط كنترل بحراني ( بند 7-2-4 : تعيين و شناسايي اقدامات كنترلي )
اصل سوم : تعيين حدود بحراني ( بند 7-3-2 : تعيين حدود بحراني براي نقاط كنترل بحراني )
اصل چهارم : تعيين روشهاي پايش ( بند 7-3-3- : طراحي سيستم پايش )
اصل پنجم : تعيين اقدامات اصلاحي ( بند 7-3-4 : تعيين اقدامات لازم هنگام تجاوز از حدود بحراني)
اصل ششم : تعيين روشهاي تاييد اقدامات اصلاحي ( بند 8-2 : تصديق سيستم مديريت ايمني مواد غذايي )
اصل هفتم : تعيين روشهاي ثبت و نگهداري مستندات ( بند 4-2 : الزامات مستند سازي )
ضميمه : بند هاي اصلي استاندارد ايزو 22000 (1)
بند 1 – دامنه كاربرد
بند 2 – استاندارد مرجع
بند 3 – واژگان و تعاريف
بند 4 – سيستم مديريت كيفيت
-4-1- نيازمنديهاي عمومي
-4-2- الزامات مستند سازي
بند 5 – مسئوليت مديريت و تعهدات
- 5-1- خط مشي ايمني مواد غذايي
- 5-2- مسئوليت و اختيارات
- 5-3- گروه ايمني مواد غذايي
- 5-4- اختيارات
- 5-5- پاسخ و عكس العمل در برابر حوادث
- 5-6- بازنگري مديريت
بند 6 – مديريت منابع
- 6-1- تدارك منابع
- 6-2- منابع انساني – صلاحيت، آگاهي و آموزش
بند 7 – تحقق محصول ايمني و سالم
- 7-1- داده هاي فرايند و محصول
- 7-2- تجزيه و تحليل مخاطرات
- 7-3- تهيه نقشه نقاط كنترل بحراني ( CCP ها )
- 7-4- طراحي برنامه اقدامات ايمني پشتيبان ( SSM)
- 7-5- اجراي سيستم مديريت ايمني مواد غذايي ( FSM )
- 7-6- كنترل ابزارها و روشهاي پايش و سنجش
بند 8 – اندازه گيري، تجزيه و تحليل و روزآمد كردن سيستم مديريت ايمني مواد غذايي (FSM )
- 8-1- كليات
- 8-2- تصديق سيستم مديريت ايمني مواد غذايي ( FSM )
- 8-3- برنامه زماني اجراي سيستم مديريت ايمني مواد غذايي ( FSM )
- 8-4- روزآمد كردن سيستم مديريت ايمني مواد غذايي ( FSM )
پيوست الف (جهت آگاهي بيشتر) – ارتباط بين ISO 9001:2000 و ISO 22000
پيوست ب (جهت آگاهي بيشتر) – نمونه چك ليست هاي كنترل
http://www.daneshju.ir/forum/f670/t48219.html
مؤسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران در سال 1339 به صورت رسمی تشکیل و از همان سال نیز به عضویت سازمان بین المللی استاندارد(ISO) پذیرفته شده است. سازمان بین المللی استاندارد (ISO) دارای 16500 استاندارد مصوب بین المللی است. استانداردهای ملی ایران نیز بیش از 9500 مورد می باشد که بر اساس عنوان کمیته های ملی، بیشترین سهم در بخش صنایع غذائی و کشاورزی (20%) و در بخش صنایع شیمیائی(15%) ، صنایع مکانیک و مواد(14%) و کمترین آنها در بخش سیستم های مدیریت کیفیت (1%) می باشد. در بین کشورهای عضو گروهD8 ایران بعد از ترکیه دارای بیشترین تعداد استاندارد ملی می باشد با این توضیح که مؤسسه استاندارد ترکیه کلیه استانداردهای بین المللی موجود را پذیرفته است. در بین کشورهای عضوECO نیز بعد از ترکیه، ایران دارای بیشترین تعداد استاندارد ملی می باشد.
استراتژی و برنامه مؤسسه برای ارتقاء این جایگاه چیست؟
اهداف وراهبردهای مؤسسه جهت ارتقاء جایگاه فعلی را می توان در عبارات زیر بیان کرد.
یکی از اهداف تسریع در تدوین و هماهنگ سازی استانداردهای ملی ایران با استانداردهای بین المللی که پیش بینی می شود تا پایان برنامه پنجم توسعه تمامی نزدیک به 25000 استاندارد بین المللی موجود شامل ISO،ITU, IEC, Codex به صورت ملی تدوین گردند.
مشارکت فعال در تدوین استانداردهای بین المللی به عنوان یکی از اولویت های کاری مؤسسه به شمار می آید.
تشکیل کمیته های فنی متناظر با سازمان های بین المللی در برنامه پیش بینی گردیده است. در حال حاضر حدود 50 کمیته فنی متناظر تشکیل گردیده است.
همچنین پیگیری تشکیل اجلاسیه های کمیته های فنی Codex, IEC, ISO در ایران در زمینه محصولات با مزیت اقتصادی، بویژه در صنایع خودرو ، فولاد، نساجی، پتروشیمی و نفت، محصولات کشاورزی با پشتیبانی و همکاری انجمن های صنفی و صنعتی در پیش نویس برنامه دیده شده است.
از جمله سایر برنامه ها، ارتقاء کیفیت در سطح ملی شامل تعیین نرخ کیفیت، درجه بندی نشان استاندارد، کمک علمی و فنی به واحدهای فاقد نشان استاندارد، توسعه زیر ساخت های کارآمد و اثر بخش به منظور استفاده از بخش خصوصی در اجرای استاندارد ارزیابی انطباق، توسعه و ترویج فرهنگ استاندارد و اطلاع رسانی کار آمد می باشد که در پیش نویس برنامه منظور شده است.
تدوین سند ملی توسعه استاندارد سازی یکی از الزامات ارتقاء سطح استانداردسازی کشور محسوب می شود کار تدوین سند در چه مرحله ای است؟
سند ملی توسعه استانداردسازی در دست تهیه است. گروه کارشناسی در دفتر برنامه ریزی تشکیل و مطالعات اولیه شامل تاریخچه، ضرورت استانداردسازی، وضعیت استاندارد سازی در کشور، اهداف و راهبردها، برنامه های کلی بلند مدت و ... تهیه گردیده است. پیش نویس مذکور در بین معاونین ومدیران مؤسسه جهت بررسی و اظهار نظر توزیع گردیده است و امیدواریم تا پایان سال جاری سند ملی توسعه استانداردسازی مصوب گردد.
در بند (ج) سیاست های کلی اصل 44 صراحت به موضوع توسعه و ارتقای استانداردهای ملی و انطباق نظام های ؟؟ کیفیت با استانداردهای بین المللی اشاره شده است. وضعیت موجود را چطور ارزیابی می کنید و چه تحلیلی از وضعیت مطلوب دارید؟
در حال حاضر سازمان های بین المللی استانداردسازی از جمله Codex, ITU, IEC,ISO حدود 25000 استاندارد بین المللی دارند که در مقایسه با 9500 استاندارد ملی موجود فاصله نسبتا زیادی وجود دارد. راهبردهای جدید مؤسسه چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی بر محور استانداردهای بین المللی است. نزدیک به 90% از استانداردهای ملی بر مبنای مدارک سازمان های بین المللی تدوین گردیده است که پیش بینی می شود تا پایان برنامه پنجم تعداد استانداردهای ملی به همین تعداد برسد.
در زمینه ارزیابی انطباق نیز استانداردهای بین المللی موجود در برنامه تدوین ملی قرار دارد و تعدادی از آنها به صورت ملی تدوین و زمینه اجرائی آن نیز در حال فراهم شدن می باشد. به عنوان مثال استانداردهای بین المللی ISO/ TEC 17025 به صورت ملی تدوین وتأیید صلاحیت آزمایشگاه ها نیز بر اساس این استاندارد انجام می شود.
شعار»یک استاندارد، یک آزمون و یک روش اجرائی ارزیابی انطباق پذیرفته شده و در همه جا» مد نظر همکاران در مؤسسه می باشد. چشم انداز پیشنهادی در سند توسعه استانداردسازی عبارت است از «تولید یا مبادله هر نوع کالا یا خدمت در کشور مطابق با یک استاندارد»
استاندارد و استاندارد سازی چه جایگاهی در برنامه چهارم توسعه دارد؟
نقش وتأثیر استانداردسازی در سند چشم انداز بیست ساله کشور را می توان در دو بخش مهم ترسیم نمود.
تولید هر نوع کالا و ارائه خدمات مطابق با استاندارد به منظور برخورداری جامعه ایرانی از سلامت، ایمنی، آسایش و بهره مندی از محصولات، خدمات و محیط زیست مطلوب
بهبود رقابت پذیری کالاها و خدمات ایرانی در بازار جهانی با هدف توسعه پایدار اقتصادی و دستیابی ایران به جایگاه برتر در سطح منطقه
در برنامه چهارم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی کشور نیز توجه جدی به مباحث استانداردسازی شده است. از جمله بند (ب) ماده 139 به صراحت به موضوع انطباق نظام های ارزیابی کیفیت با استانداردهای بین المللی ، توسعه وارتقاء سطح استانداردهای ملی و مشارکت فعال در تدوین استانداردهای بین المللی اشاره دارد.
همچنین برنامه چهارم توسعه در زمینه استانداردهای صنایع حمل و نقل، صنایع و سوخت و انرژی، صنایع غذائی و کشاورزی، مهندسی پزشکی، صنایع شیمیائی، استانداردهای مدیریت، زیست محیطی، فناوری اطلاعات و ارتباطات، استانداردهای خدماتی، آموزشی و فرهنگی، حسابداری، بانکداری و بازرگانی، استانداردهای حفاظتی و امنیتی به صراحت تکالیفی را تعیین نموده است.
معرفی و تاریخچه پیدایش استاندارد های سری ایزو 9000
کسب موفقیت جهت حضور مداوم در بازارهای ملی ، منطقه ای و بین المللی تحت تاثیر رقابت های فشرده و افزایش عرضه بر تقاضا همواره به دو عامل اساسی کیفیت و قیمت بستگی دارد. گرچه عوامل مهم دیگری از جمله محیط زیست ، دوام ، ایمنی ، خدمات بعد از فروش ، به روز بودن و رضایت مشتریان را نیز نمی توان نادیده گرفت .
استاندارد های سری ایزو 9000 نیز الزامات یک سازمان در زمینه کیفیت ارائه می نمایند . ولی نه فقط کیفیت محصول نهایی ، بلکه کیفیت عملکرد صحیح در کلیه بخش های یک سازمان که در مجموع در کیفیت محصول (تولیدی یا خدماتی ) عرضه شده توسط یک سازمان یا به عبارتی دیگر در کیفیت کل سازمان تجلی می یابد.
تدوین استاندارد های سری ایزو 9000 در مورد مدیریت کیفیت و تضمین کیفیت در اواخر دهه هفتاد میلادی (1978) با بهره گیری از استاندارد ملی کشور انگلستان و سایر استاندارد های مربوط به سیستم های کیفیت طراحی شده در کمیته فنی شماره 176 سازمان بین المللی استاندارد (176iso/tc) تحت عنوان مدیریت کیفیت و تضمین کیفیت آغاز و در سال 1987 میلادی پس از بحث و بررسی های علمی و تخصصی گسترده و تایید پیش نویس های تهیه شده توسط کشورهای عضو این کمیته فنی به صورت مجموعه ای از سوی دبیرخانه سازمان بین المللی استاندارد (iso) منتشر گردید.
این استاندارد ها پس از ویرایش مختصر در سال 1994 ، در سال 2000 تغییرات عمده ای نمودند . که اهم آن رویکرد بیشتر به رضایت مشتری و فرآیند گرایی سیستم مدیریت کیفیت براساس اصول مدیریت کیفیت می باشد .
معرفی تاریخچه تدوین استاندارد های سری ایزو 14000
وضعیت کنونی محیط زیست در جهان پدید آورنده نگرانی های زیادی برای انسان بوده و دانشمندان و پژوهشگران و سازمانهای اقتصادی و علمی را بر آن داشته که هر کدام به سهم خویش به ملاحظات زیست محیطی توجه بیشتری مبذول داشته و سیستم هایی را ابداع نمایند که بتوان با کاربرد آنها در بخش های مختلف صنعت و کشاورزی و اقتصادی جامعه وضعیت محیط زیست را بهبود بخشید .
یکی از سیستم های موثر در نگرش ملاحظات محیط زیست استانداردهای سری ایزو 14000 تحت عنوان سیستم مدیریت زیست محیطی است .
رویدادی که موجب شد بین کسب و کار و محیط زیست ارتباطی بوجود آید ، کنفرانس سازمان ملل در سال 1972 در سوئد تحت عنوان محیط زیست بود . این کنفرانس نشانه ای بود از شناخت جهان صنعتی که انرا وادار نمود با مسائل محیط زیستی که موجب توسعه صنعتی کنترل نشده بود ، مواجه شود .
در سال های اخیر با اوج گیری مسئله حفاظت از محیط زیست ، تعداد زیادی از استاندارد های زیست محیطی به صورت ملی ، منطقه ای و بین المللی بوجود آمدند . هر یک از استاندارد ها در راه به تحقق رساندن اهداف خود ، یک سری موانع تجاری نیز ایجاد می کردند .
افزایش حساسیت نسبت به نیازهای زیست محیطی منجر شد که در ژوئن 1992 در کنفرانس ملل متحد در مورد محیط زیست و توسعه در برزیل ، مفهوم توسعه پایدار مطرح و بیش از 100 کشور جهان در مورد نیاز به وجود استاندارد های بین المللی مدیریت زیست محیطی توافق نمایند .
تعريف استاندارد: واژه استاندارد، هشت قرن پيش از زبان فرانسه با عنوان اتاندارد (Etandard) وارد زبان انگليسي شد و از نظر ريشه لغت، به فعل اكستند (Extend) لاتيني به معني گستره كردن و برافراشتن باز مي گردد. اما واژه استاندارد در زبان انگليسي، از نظر علمي و فني داراي دو معني كاملا متفاوت مي باشد.
الف) مقياس اندازه گيري كه در فرانسه امروزي آن را اتالون Etalon)) مي نامند.
ب) به معناي كتابچه حاوي مقررات و اصول براي تنظيم امور فني، علمي و تجاري كه در فرانسه به آن نرم (la norm) گفته و در آلمان به معناي (Norm) و در ريشه لاتين آن (Normn) يعني گونيا به كار مي رود.
نكته 1: در ايران واژه استاندارد به معني تثبيت شده، توسط مرحوم غلامحسين مصاحب پيشنهاد شد كه اين كلمه هرگز رواج نيافت.
تعاريف ديگر استاندارد: استاندارد بيان شرايطي است كه بايد براي دستيابي به يك هدف معين رعايت شود و قابل استفاده مكرر است. همچنين به معناي هر نوع نظم ثابتي كه در مجاري امور پديده ها جاري مي باشد و نيز استاندارد به معناي هر معيار و مقياسي است كه با آن بتوان كيفيت و كميت اموري را مورد سنجش قرار داد.
انواع استانداردهاي عمومي و اساسي
به طور كلي استانداردها به چهار دسته به شرح زير تقسيم مي شوند:
- استاندارد كارخانه اي Factory Standard))
- استاندارد ملي (National Standard)
- استاندارد منطقه اي (Local Standard)
- استاندارد بين المللي (International Standard)
1- استاندارد كارخانه اي : استاندارد كارخانه اي حاصل و شامل اتفاق نظرات بخشهاي مختلف يك كارخانه توليدي در زمينه طراحي، توليد، كنترل و ساير عملكردها مي باشد. تدوين و اجراي استاندارد كارخانه اي توسسط موسسات و كارخانجات صنعتي به عنوان يك موضوع مهم و اصلي مورد توجه قرار گرفته است.
علاوه بر مزاياي فراوان تدوين اين اسناد، اجراي سيستم به روز رساني و بازنگري استانداردهاي كارخانه اي همگام با توسعه و پيشرفتهاي فني عملأ زمينه همراه بودن هر سند را با آخرين فن آوريهاي موجود فراهم مي سازد. از جمله استانداردهاي كارخانه اي، مي توان استانداردهاي STD شركت ولوو، استاندارد SIA شركت ساكايي ژاپن، استاندارد مهندسي EDS شركت دوو، استانداردهاي كارخانه اي كمپاني بنز و دهها نمونه ديگر را نام برد كه بسياري از آنها مورد تاييد موسسات استاندارد كشورهاي متبوع قرار گرفته و به عنوان مبنا و بخشي از استانداردهاي ملي هر كشور مطرح شده اند. استانداردهاي كارخانه اي خود به دو دسته يعني استانداردهاي فني و تكنيكي و استانداردهاي اجرايي و مديريتي تقسيم مي شوند.
2- استانداردهاي ملي: اين استاندارد پس از بررسي و مشورت، توسط متخصصان و كارشناسان فني صنايع و بازرگاني به منظور حفظ منافع ملي (منافع توليد كننده و مصرف كننده) در هر كشوري تدوين مي شود كه البته وظيفه اصلي تدوين استانداردهاي ملي در هر كشور به عهده سازمانها و موسسات استاندارد كشور مي باشد، بديهي است ممكن است اين گونه سازمانها دولتي، نيمه دولتي و يا خصوصي باشند. از جمله استانداردهاي ملي مي توان به استاندارد ملي ايران با علامت اختصاري ISIRI، استاندارد ملي آلمان (DIN)، استاندارد ملي ژاپن ( JIS)، استاندارد ملي آمريكا ( ANSI)، استاندارد ملي انگلستان (BSI)، استاندارد ملي روسيه سابق (GOST)، استاندارد ملي فرانسه (AFNOR) و … اشاره نمود.
نكته 2: در كشور ما موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران متولي تهيه و تدوين استانداردهاي ملي مي باشد كه عمدتأ از استانداردهاي ملي كشورهاي ژاپن، آلمان و انگليس و استاندارد بين المللي ISO كمك گرفته مي شود.
3- استاندارد منطقه اي: اين استاندارد توسط گروهي از افراد ذينفع در دو يا چند كشور همجوار كه در صنايـع مشتركند و يا داراي داد
و ستد بارزگاني هستند، تدوين مي گردد. اجراي اين استاندارد باعث تسهيل در ارتباطات فني و بازرگاني با يكديگر و حتي با ساير كشورها مي شود.
از جمله اين استانداردها مي توان به استاندارد EN (Europaisches Komitee fur Norming) كه با همكاري 15 كشور اروپايي متحد تدوين شده است و يا استاندارد COPANT كه ويژه كشورهاي پان امريكن (سازمان كشورهاي آمريكايي) مي باشد، اشاره كرد.
4- استاندارد بين المللي : اين استاندارد حاصل توافق نظرات كارشناسان ذيربط ممالك عضو سازمان بين المللي استاندارد است، كه البته در ابتدا ممكن است تصور شود كه اهداف استانداردهاي ملي و منطقه اي با استانداردهاي بين المللي مشترك باشد. براي تعيين اين موضوع بايد اشاره كرد كه هدف نهايي اين استانداردها چنين بيان مي شود “توانايي عملكرد در تمام سطوح “و هدف از استاندارد كردن در سه سطح قبلي نيز مشابه تعريف ارتقاء فعاليت در مورد انواع استانداردهاي جهاني و يا تعميم استانداردهاي بين المللي در زمينه هاي علمي، فن آوري و اقتصادي مي باشد. از جمله استانداردهاي بين المللي مي توان به استانداردهاي (ISO) و استاندارد (IEC) اشاره نمود.
نكته 3: استاندارد كارخانه اي در محدوده سطح كارخانه، استاندارد ملي در محدوده سطح كشور، استاندارد منطقه اي در محدوده چند كشور و استاندارد بين المللي در كل كشورهاي جهان كاربرد دارد.
مراحل تهيه و اجراي استاندارد : تهيه و اجراي هر استاندارد شامل سه مرحله به شرح زير مي باشد.
1- تهيه، تنظيم و تدوين استاندارد
2- چاپ و نشر استاندارد
3- اجراي مفاد سند استاندارد
اصول و فوايد استاندارد كردن :
استاندارد كردن و به كارگيري استانداردها هم براي توليد كننده و هم براي مصرف كننده فوايدي به شرح زير دربردارد:
فوايد براي توليد كننده:
تعيين خواص و مشخصات مورد نظر، تعيين و تشريح روشهاي توليد، مونتاژ، آزمون، نمونه برداري، نحوه بسته بندي و حمل ونقل، روشهاي حفاظتي ، تعيين عبارات، اصطلاحات و علائم لازم جهت تفهيم طرفين، طبقه بندي مفاهيم و اصطلاحات،كاهش تنوع، افزايش سطح توليد، صرفه جويي در مواد اوليه وانرژي، كاهش ضايعات، بهبود كيفيت محصولات، تسهيل در انبارداري، بسط و گسترش بازرگاني داخلي و خارجي.
فوايد براي مصرف كننده: تامين كالاي مرغوب ، اطمينان از ايمني كالا و محصول، سهولت در سفارش، پرداخت هزينه كمتر، دسترسي آسان به كالاي مورد نظر.
مشخصات يك استاندارد: هر استاندارد تدوين شده بايد در برگيرنده موارد زير باشد:
عنوان كامل، شماره، تاريخ تدوين وتجديد نظر، مرحله تجديد نظر، دامنه، منابع، مفاهيم و اصطلاحات، جنس و مواد، نحوه توليد، كيفيت سطحي، درجه و گريد، آزمونها، تعداد آزمونها، روشهاي آزمون، مشخصات ابعادي و تلرانسها، خواص فيزيكي، مكانيكي، عمليات تكميلي و نهايي، روشهاي حفاظتي، روشهاي بسته بندي، روشهاي حمل و نقل و نگهداري، مسئوليتهاي توليد كننده و خريدار، چگونگي حل اختلافات و…
|
● انواع استانداردهای ایزو ۱) استاندار ISO ۹۰۰۰ در سال ۱۹۸۷ کمیته فنی ۱۷۶ سازمان بین المللی استاندارد (ISO/TC۱۷۶) سری استانداردهای ایزو ۹۰۰۰ را به جهانیان ارائه نمود. هدف از تدوین این سری استاندارد به وجود آوردن الگوئی بینالمللی برای پیادهسازی و استقرار سیستمهای مدیریت و تضمین کیفیت بوده که مورد استقبال فراوان در سطح دنیا قرار گرفت. سری استانداردهای ایزو ۹۰۰۰ در سال ۱۹۹۴ و ۲۰۰۰ با نگرش فرآیندگرا و نهادینه نمودن بهبود مستمر در سیستم مدیریت کیفیت سازمان از طریق اصلاح فرآیندها، مورد ویرایش قرارگرفت. در واقع استاندارد ایزو ۹۰۰۰ به یک محصول خاص داده نمیشود، بلکه فرآیند تولید کالا یا خدمات را در یک واحد تجاری مورد ارزیابی قرار میدهد. ▪ مزایای بکارگیری استاندارد ایزو ۹۰۰۰ ـ بررسی مجدد فعالیت های سازمان بر اساس اهداف سازمان و رفع کاستیها ـ شفافیت فرآیندها و شاخص ها در سازمان ـ جلوگیری از دوباره کاری ها به واسطه تعریف فعالیتهای برنامه ریزی شده و سیستماتیک ـ کاهش هزینه ها ـ ایجاد اطمینان و اعتماد در درون سازمان ـ ایجاد اطمینان و اعتماد درون سازمان (مشتری) ـ افزایش توان رقابت در عرصه بین الملل ـ دامنه کاربرد: این استاندارد در کلیه سازمانهای تولیدی، خدماتی و پژوهشی و آموزشی و غیر کاربرد دارد. ۲) استاندار ISO ۱۴۰۰۰ استانداردهای خانواده ISO ۱۴۰۰۰ شامل استانداردهای بین الملی در رابطه با سیستمهای زیست محیطی است. این استانداردها در سال ۱۹۹۶ میلادی توسط کمیته فنی ۲۰۷ سازمان ایزو بوجود آمدند. یک سیستم مدیریت زیست محیطی میتواند به عنوان بخشی از سیستمهای جامع مدیریت به حساب آید. این سیستم شامل ساختار سازمانی، فعالیتهای طرحریزی، تعریف مسوولیتها، تعیین روشها و فرایندها و همچنین در اختیارگیری منابع لازم برای تهیه، اجرا، بازنگری و حفظ خط مشی زیستمحیطی سازمان است. این استاندارد مساله اصلی فرآیند تولید و به عبارتی پشت پرده عرضه یک کالا است، نه خود کالا. در واقع این گواهینامه به واحدی اعطا میشود که در درازمدت برنامههای عملی برای کمک به پاکیزه ماندن محیطزیست داشته باشد و آنها را به درستی اجرا کند. ▪ مزایای بکارگیری استاندارد ایزو ۱۴۰۰۰ ـ ایجاد سیستمهای مدیریت زیست محیطی که منجر به حفاظت بیشتر از محیط زیست می شود. ـ به حداقل رسانیدن موانع غیر تعرفه ای تجاری و تسهیل تجارت بین الملل با توجه به بها دادن بیشتر به محیط زیست در سازمانها ـ جلب مشتریان بیشتر و افزایش سهم بازار در سطح بین المللی ـ افزایش رعایت مقررات و قوانین مربوط به محیط زیست ـ استفاده بهینه از منابع طبیعی ـ تسهیل تجارت بین الملل ـ ایجاد ارزش افزوده بیشتر برای سازمان ـ دامنه کاربرد: این استاندارد برای کلیه صنایع و سازمانهای مختلف تولیدی و خدماتی کاربرد دارد. ۳) استاندار OHSAS ۱۸۰۰۱ سری ارزیابی ایمنی بهداشت شغلی (Occupational Health & Safety Assessment Series) استانداردی قابل امتیازبندی و اخذ گواهینامه است. در سال ۱۹۹۸ کمیتهای متشکل از موسسه استاندارد بریتانیا، شرکتهای اصلی گواهی دهنده انگلستان و سایر سازمانهای بینالمللی استاندارد تشکیل شد که هدف آن تهیه و تدوین استانداردی واحد بود. OHSAS ۱۸۰۰۱ در پاسخ به نیاز سازمانها به یک استاندارد سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی، که بوسیله آن بتوانند سیستم مدیریت خود را در زمینههای بهداشتی و ایمنی ارزیابی کنند تدوین شده است. ساختار استاندارد OHSAS ۱۸۰۰۱ سازگار با استانداردهای ایزو ۹۰۰۰ و ایزو ۱۴۰۰۰ است تا سازمانها بتوانند به راحتی سیستمهای مدیریت کیفیت، محیط زیست و بهداشت شغلی و ایمنی را با یکدیگر ادغام و سیستم مدیریتی یکپارچهای را ایجاد نمایند. یک سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی، سازمان را در شناسایی، حذف و یا به حداقل رساندن خطرات مرتبط با بهداشت و ایمنی کارکنان خویش و سایر طرفهای ذینفع که در معرض آن قرار دارند، یاری میکند. ▪ مزایای بکار گیری استاندارد OHSAS ۱۸۰۰۱ ـ تفکری طرح ریزی شده و مستند در ارتباط با بهداشت و ایمنی شغلی ـ ساختاری مناسب برای مدیریت بهداشت و ایمنی شغلی ـ ایجاد محیط کاری ایمنتر و سالمتر ـ افزایش آگاهی و دانش در خصوص مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی ـ کاهش ریسک حوادث، رویدادها و .... ـ دامنه کاربرد: این استاندارد در کلیه سازمانهای تولیدی و خدماتی کاربرد دارد. ۴) استاندار ISO ۲۲۰۰۰ ایمنی غذا وابسته به بروز مخاطرات بیماریزایی غذایی در هنگام مصرف میباشد. کنترل کافی و مناسب در طول زنجیره غذایی امری ضروری بنظر میرسد چرا که در هرمرحله از زنجیره غذایی ممکن است مخاطرات ایمنی غذا رخ دهد. لذا رسیدن به ایمنی غذا بایستی با تلاش همه گیر طرفهای زنجیره غذا صورت پذیرد. بکارگیری این استاندارد به سازمانهایی که در ردههای مختلف زنجیره غذایی قرار دارند کمک میکند که بتوانند مخاطرات موجود در سیستم خود را شناسایی و کنترل نمایند. این استاندارد مجموعه ترکیبی موثری را جهت حصول اطمینان از ایمنی غذا در طول زنجیره غذایی ایجاد مینماید که عناصر کلیدی آنها شامل ارتباط متقابل، سیستم مدیریت، برنامههای پیشنهادی و اصول HACCP میباشد. ـ دامنه کاربرد: کلیه سازمانها در محدوده زنجیره غذایی شامل تولیدکنندگان مواد اولیه در کارخانههای تولید مواد غذایی و خوراک دام، عوامل درگیر با حمل و نقل و انبارش، فروشگاههای خرده فروشی و تامین کنندگان خدمات مرتبط با غذا نظیرخدمات بستهبندی و ... میتوانند از این استاندارد بهره جویند. ۵) استاندار ISO /IEC ۱۷۰۲۰ یکی از استانداردهای تخصصی است که برای معیارهای عمومی برای فعالیت انواع مختلف سازمانهای بازرسی کننده میباشد. هدف از این استاندارد مشخص کردن معیارهای عمومی سازمانهای بازرسی کننده بیطرف, قطع نظر از بخش مورد بازرسی, میباشد. این استاندارد همچنین معیارهای استقلال را نیز مشخص می نماید. این استاندارد برای استفاده سازمانهای بازرسی کننده و مراجع تایید صلاحیت و نیز سایر سازمانهای مرتبط با شناسایی صلاحیت سازمان های بازرسی کننده در نظر گرفته شده است. ـ دامنه کاربرد: این استاندارد برای کلیه شرکت ها و موسسات بازرسی کاربرد دارد. ۶) استاندار ISO /IEC ۱۷۰۲۵ روند تخصصی شدن فعالیتهای سازمانها موسسات و سازمانهای تدوین کننده استاندارد را بر آن میدارد تا نیازمندیهای خاصی را جهت حصول اطمینان از کیفیت خدمات این نوع سازمانها تدوین نمایند. علاوه بر استاندارد ایزو ۹۰۰۰ که الزامات عمومی سیستم مدیریت کیفیت را برای کلیه سازمانها بیان مینماید در صنایع مختلف استانداردهایی منتشر میشود که الزامات خاصی را برای آن تعریف مینماید که این الزامات به صورت مکمل - جایگزین الزامات عمومی سیستم مدیریت کیفیت سازمان را شکل میدهد. این استاندارد تخصصی برای تشریح سیستم مدیریت کیفیت آزمایشگاهها تدوین شده است. به بیان دیگر این استاندارد برای کلیه آزمایشگاههای ارایه دهنده خدمات اندازهگیری، تست، آزمون و کالیبراسیون (آزمایشگاههای صنعتی) بدون توجه به تعداد پرسنل یا گستردگی محدوده فعالیتهای آن قابل کاربرد میباشد. ۷) استاندار ISO/TS ۱۶۹۴۹ با وجود آنکه استانداردهای سری ایزو ۹۰۰۰ به دلیل ماهیت مستقل خود، برای بسیاری از نهادها به عنوان پایه و اساس ساخت سیستم مدیریت کیفیت قرار گرفته، اما برخی از حوزههای اقتصادی به خصوص، مانند صنایع خودرو، که علاقه بیشتری به برآورده شدن خواستههای کیفی خود دارند اقدام به تدوین الزامات ویژه خود نمودهاند و اجرای این خواستهها را برای تامین کنندگان خود الزام نموده اند. از آنجا که تعداد این الزامات سبب بروز مشکلاتی در خصوص ارزیابی مکرر خواستههای متفاوت برای قطعه سازان طرف قرارداد, خودروسازان مختلف شده است. بررسیها برای حل این مشکل منجر به تشکیل گروه کاری بینالمللی صنعت خودرو گردید که این گروه کاری با همکاری کمیته فنی ۱۷۶ سازمان بینالمللی استاندارد اقدام به یکپارچه سازی الزامات خودروسازان جهان نمود. ▪ ماحصل این تلاش انتشار مشخصه فنی ایزو گردید. در تدوین این مشخصه فنی مراجع ذیل به کار گرفته شده است: ـ سری استانداردهای بینالمللی مدیریت کیفیت ـ نظامنامه های مرجع خودروسازان آمریکایی ـ نظامنامه های مرجع خودروسازان ایتالیایی ـ نظامنامه های مرجع خودروسازان فرانسوی ـ نظامنامه های مرجع خودروسازان آلمانی ۸) استاندار HACCP مجموعه الزامات مربوط به سیستم مدیریت بهداشت مواد غذایی است که به معنی تجزیه و تحلیل خطر و نقاط کنترل بحرانی میباشد که برای اولین بار در سال ۱۹۷۱ در کنفرانس ملی حفاظت مواد غذایی مطرح شد. سپس در سال ۱۹۷۳ سازمان فضا نوردی آمریکا (ناسا) با همکاری شرکت پیلسبوری این سیستم را برای اطمینان از سلامت مواد غذایی فضا نوردی اجرا کردند. این سیستم در سال ۱۹۸۵ به اطلاع عموم رسید و در سال ۱۹۹۳ توسط کمیسیون کدکس پذیرفته شد. در سال ۱۳۷۷ موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران آیین کار استفاده از آنرا تحت عنوان استاندارد ملی ۴۵۵۷ منتشر کرد. حروف کلمات این سیستم با هدف ایمنسازی فرآیندهای تولید مواد غذایی و پیشگیری از بروز حوادث ناشی از مشکلات بهداشتی مواد غذایی در سازمانها مستقر میشود. ▪ مزایای بکارگیری استاندارد: استقرار این سیستم در سازمان با توجه اجرای مراحل کنترل مناسب و موثر در طول فرآیندهای پذیرش مواد اولیه، تولید محصول، انبارش و نگهداری و ارسال محصول به سازمان اطمینان میدهد که با حداقل هزینه مطمئنترین کنترلها را انجام میدهد و میتوان به مزایای زیر اشاره کرد: ـ ایجاد اطمینان در مصرف کنندگان محصولات ـ حرکت به سمت تولید بدون نقص ـ پیشگیری از مخاطرات شیمیایی، میکروبی و فیزیکی که ممکن است در فرآوردههای غذایی موجب خسارت رساندن به مشتری و کاهش اعتبار سازمان شود. ـ سازگاری با سایر سیستمهای مدیریت کیفیت ـ کلیه سازمانهای تولیدی و خدماتی که در زنجیره تامین مواد غذایی جامعه نقش ایفا میکنند مانند مجتمع های کشت و صنعت، تولید کنندگان مواد غذایی، توزیعکنندگان مواد غذایی، سردخانه ها و.... می توانند با استفاده از این اصول نسبت به تضمین سلامت محصولات غذایی خود اطمینان لازم را کسب نمایند. ۹) استاندار IMS و HSE یک سیستم مدیریت سازمان یافته چارچوبی ایجاد میکند که در قالب آن افراد میتوانند به طور منظم برای سازمان کار کنند و در مقابل درآمد مطلوب با روش کارآمد و موثر بدست بیاورند. به عبارت دیگر سیستم مدیریت روشی است که ما میخواهیم کارها انجام شوند. سیستم مدیریت میتواند در زمینههای گوناگونی همچون کیفیت، بهداشت و ایمنی و محیط زیست مدنظر قرار گیرد. بطور طبیعی مرکز توجه و تأکید هر یک از اجزاء سیستم با دیگری تفاوت دارد. به عنوان مثال، سیستم مدیریت کیفیت بر نیازهای مشتری تأکید دارد، در حالی که سیستم مدیریت محیط زیست نیازهای طیف گستردهای از طرفهای ذینفع و تقاضای رو به رشد جامعه نسبت به حفاظت محیط زیست را بیان میکند و سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی کانون توجه خود را بر حفظ ایمنی سرمایهها و بهداشت شغلی نیروی انسانی در سازمان قرار میدهد. | |